امروز: دوشنبه 31 خرداد 1400
دسته بندی محصولات
بخش همکاران
بلوک کد اختصاصی

پیشینه و مبانی نظری اختلالات روانپزشكی و اختلال بدریختی بدن

پیشینه و مبانی نظری اختلالات روانپزشكی و اختلال بدریختی بدن دسته: علوم انسانی
بازدید: 1 بار
فرمت فایل: doc
حجم فایل: 44 کیلوبایت
تعداد صفحات فایل: 60

پیشینه و مبانی نظری اختلالات روانپزشكی و اختلال بدریختی بدن

قیمت فایل فقط 15,950 تومان

خرید

پیشینه و مبانی نظری اختلالات روانپزشكی و اختلال بدریختی بدن در 60 صفحه در قالب ورد قابل ویرایش.

بخشی از متن :

مبانی نظری وپیشینه تحقیق اختلالات روانپزشكی و اختلال بدریختی بدن

فصل دوم

پیشینه یا ادبیات

دو گروه عمده از اختلالات روانپزشكی عبارتند از:

1-اختلالات روانپزشكی كه موجب علایم جسمی می‌شوند كه شایع‌ترین آن عبارتند از اختلال سازگاری، تمام انواع اختلالات اضطراب و اختلال افسردگی

2-اختلالات شبه جسمی Somotoform

مشخصه این گروه از اختلالات كه تعریف دقیقی ندارند عبارتست از نگرانی مداوم در باره سلامت جسمی و وجود علایم جسمی غیر قابل توجیه بدون اینكه اختلال روانپزشكی زمینه‌ای یا انگیختگی هیجانی وجود داشته باشد. تظاهر اصلی این اختلالات، نگرانی غیر طبیعی در باره سلامتی است.

اختلالات شبه جسمی عبارتند از: اختلال جسمانی كردن، خود بیمارانگاری، ترس از بدشكلی، اختلال درد شبه جسمی و اختلال شبه جسمی متمایز نیافته.

2-1اختلالات شبه جسمی در DSMIV

طبق چهارمین ویراست راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (Dsm-Iv) اختلالات شبه جسمی با علائم جسمی حاكی از یك بیماری داخلی، در حالیكه علائم آن با اختلال طبی، مصرف مواد و یا یك اختلال روانی دیگر قابل توجه نیست، مشخص می باشد. شدت علائم برای ایجاد ناراحتی قابل ملاحظه برای بیمار یا اختلال در عملكرد اجتماعی، شغل یا سایر زمینه‌ها كافی است. علائم اختلالات شبه جسمی عمد‍اَ ایجاد نمی‌شوند؛ به گونه‌ای كه در اختلال ساختگی و تمارض مطرح است.

اما هیچ اختلال طبی قادر به توجیه كامل علائم جسمی نیست، برای تشخیص یك اختلال شبه جسمی متخصص باید قانع شود كه شروع، شدت و طول مدت علائم رابطة قوی با عوامل روانشناسی دارند.

در چهارمین چاپ راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (Dsm.Iv)پنج اختلال شبه جسمی خاص شناخته شده است؛ 1-اختلال جسمانی كردن با شكایات جسمی متعدد كه به دستگاههای مختلف بدن مربوط می‌شوند مشخص است؛ 2-اختلال تبدیلی با یك یا دو شكایت نورولوژیك مشخص است؛ 3-خود بیمار انگاری بیشتر با باور بیمار به داشتن یك بیماری خاص مشخص است تا تمركز روی علائم؛ 4-اختلال بدریختی بدن با باور اشتباهی یا درك اغراق‌آمیز از معیوب بودن قسمتی از بدن مشخص است؛ 5-اختلال درد با علائم درد كه یا فقط به عوامل روانشناختی مربوطند باعث تأثیر عوامل روانشناختی شدت می‌یابند مشخص می‌باشد.

Dsm.Iv دو طبقه تشخیص ته مانده هم برای اختلالات شبه جسمی دارد : اختلال شبه جسمی نامتمایز مشتمل است بر اختلالات شبه جسمی كه به گونه‌ای دیگر توصیف نشده‌اند و حداقل به مدت شش ماه یا بیشتر دوام داشته‌اند. اختلال شبه جسمی كه به گونه‌ای دیگر مشخص نشده است(Nos)

طبقه‌ای برای آن گروه از اختلالات شبه جسمی است كه شامل ملاك‌های اختلالات شبه جسمی سابق‌الذكر نمی گردند.

ICD-10 2-2 اختلالات شبه جسمی در طبقه‌بندیICD-10 در همین باز نگری طبقه بندی آماری بین‌المللی بیماری‌ها و مسائل بهداشتی وابسته (ICD-10) اختلالات شبه جسمی را تظاهر مكرر علائم جسمی، همراه با درخواست مكرر برای ارزیابی طبی توصیف می‌كند، هر چند به بیماران از طرف پزشكان معالج اطمینان داده شده است كه علائم اساس فیزیكی ندارند. اگر اختلال جسمی ، وجود داشته باشد، قادر به توجیه علائم بیماری یا ناراحتی‌های حاصل از آن نیست. و هر چند علائم ممكن است گاهی به تجارب ناخوشایند درونی یا برونی مربوط باشد بیماران از جستجوی عامل احتمالی اختلال‌های خود امتناع می‌كنند.

هم پزشكان و هم بیماران ممكن است در تلاش برای فهم و رفع این اختلالات احساس ناكامی پیدا كنند. بیمارانی كه نمی‌توانند پزشكان خود را به جسمانی بودن مسائل خود قانع كنند غالباً رفتار نمایشی نشان می‌دهند. طبقات اختلالات شبه جسمی در DSM-IV و ICD-10 مشابه هستند به استثناء اینكه در ICD-10 اختلال بدریختی بدن یك زیر طبقه است. ICD-10 همچنین بر این نكته تأكید می‌كند كه تشخیص افتراتی اختلالات شبه جسمی ایجاب می‌كند كه پزشك بیمار را به خوبی بشناسد. درجه اعتقاد بیمار ممكن است موقتاً با اطمینان‌بخشی و معاینه جسمی كاهش یابد، اما این اختلالات یك راه مقبول فرهنگی برای ابراز بیماری جسمی و توصیف علائم جسمی است.

ICD-10 همچنین تشخیص واجد علائم و نشانه‌های بسیار منطبق بر طبقات اضطرابی، افسردگی و جسمانی كردن DSM-IV است در اینجا منظور می‌كند.

2-4-اختلال بدریختی بدن:

در DSM-IV اختلال بدریختی بدن (body dysmorphic disorder) عبارتست از اشتغال ذهنی با یك نقص جسمی تصویری (مثلاً، بینی بدریخت) یا دگرگونی مبالغه‌آمیز یك عیب خفیف و جزئی. برای اینكه اینگونه نگرانی اختلال روانی شمرده شود باید ناراحتی قابل ملاحظه برای بیمار به وجود آورده و با ایجاد اختلال در زندگی شخصی، اجتماعی یا شغل بیمار همراه باشد، این اختلال بیش از 100 سال قبل شناخته شده و نامگذاری گردید.

اختلال به وسیلة امیل‌كریلین شناخته شد، كه آن را یك نوروز وسواسی تلقی نمود و پیرژانه، كه آن را وسواس شرم از شكل بدن، نامید. فروید در مورد این اختلال در شرح خود از Wolf man كه نگرانی شدید در مورد دماغ خود داشت قلم‌فرسائی كرد.

هرچند ترس از بدریختی (dysmorpho-phobia) در اروپا بسیار شناخته شده و مطالعه می‌گردید، فقط در سال 1980 و با چاپ DSM III این اصطلاح به عنوان یك نمونه آتیپیك اختلال شبه جسمی، اختصاصاً در ملاك‌های تشخیصی ایالت متحده ظاهر گردید.

در DSM III-R و DSM-IV این اختلال به اختلال بدریختی بدن تغییر یافته است چون تدوین كننده‌های DSM معتقدند كه ترس از بدریختی بطور نادرست تلویحاً وجود الگوی رفتاری اجتناب‌ فوبیك را می‌رساند.

A: اختلال جسمانی كردن: 1 سابقة شكایات فیزیكی متعدد به قبل از 30 سالگی شروع شده، چندین سال دوام یافته و منجر به درمان جزئی یا اختلال قابل ملاحظه در كاركرد اجتماعی، شغل یا سایر زمینه‌های مهم گردیده است. هر یك از ملاك‌های زیر باید موجود بوده و علائم به طور منفرد زمانی در طول سیر، اختلال روی دهند.

(1)چهار علامت درد: سابقه درد مربوط به حداقل چهار محل یا كاركرد (مثل سر، شكم، كمر یا پشت، مفاصل، اندام‌ها، سینه، مقعد، در جریان رابطه جنسی، قاعدگی یا ضمن دفع ادرار)

(2)دو علامت معدی-روده‌ای: سابقه حداقل دو علامت معدی-روده‌ای به غیر از درد (مثل تهوع، اسهال، نفخ، استفراغ، خارج از دوره حاملگی، و عدم تحمل چندین نوع غذای متفاوت)

(3)یك علامت جنسی: سابقه حداقل یك علامت جنسی یا تناسلی به غیر از درد (مثل بی‌تفاوتی جنسی، اختلال كنشی نعوطی یا مربوط انزال، بی‌نظمی قاعدگی، خونریزی شدید قاعدگی، استفراغ در تمام دوره حاملگی)

(4)یك علامت نمررولوژیك كاذب: سابقه حداقل یك علامت یا نقص یادآور اختلال عصبی كه محدود به درد نباشد (علائم تبدیلی نظیر كوری، دوبینی، كری، فقدان حس لمس یا درد، توهم، آفونی، اختلال هماهنگی یا تعادل، فلج یا ضعف موضعی، اشكال در بلع، اشكال در نفس كشیدن، احتباس ادراری، تشنج، علائم تجزیه‌ای مثل آمنزی، یا فقدان هوشیاری به غیر از حالت ضعف).

-وجود یك یا دو

(1)پس از تحقیق كافی، هر یك از علائم موجود در ملاك B به طور كامل برحسب یك بیماری عمومی شناخته شده یا تأثیر مستقیم یك ماده (تأثیر صدمات، داروهای مجاز یا غیرمجاز یا الكل) قابل توجیه نیست.

(2)وجود یك اختلال طبی عمومی وابسته وجود دارد، شكایات جسمی یا ناتوانی اجتماعی و شغل حاصل فراتر از آن است كه با توجه به سابقه، معاینه جسمی، یا یافته‌های آزمایشگاهی انتظار می‌رود.

-علائم عمداً ایجاد نشده و بیمار ادای علائم را درنمی‌آورد (به طوری كه در اختلال ساختگی یا تمارض است)

قیمت فایل فقط 15,950 تومان

خرید

برچسب ها : پیشینه و مبانی نظری اختلالات روانپزشكی و اختلال بدریختی بدن

نظرات کاربران در مورد این کالا
تا کنون هیچ نظری درباره این کالا ثبت نگردیده است.
ارسال نظر